السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
538
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
وقت ديگر و يا در مورد ديگر با نقيض و ضد آن ، مانند آفريدن و روزى دادن زيرا اين درست است كه بگوييم : خداوند فلان موجود را آفريد و فلان موجود را نيافريد و به فلان شخص فرزند داد ولى ثروت نداد . با اين بيان به خوبى روشن مىشود كه تكلّم يكى از صفات فعلى خداوند است نه از صفات ذاتى او زيرا مىتوان گفت كه خداوند با موسى ( ع ) تكلم نمود ولى با فرعون تكلم ننمود و صحيح است كه بگوييم خداوند در كوه طور با موسى ( ع ) تكلم كرد ولى در درياى نيل با او تكلم نكرد . ( 1 ) - كلام نفسى چيست ؟ اشعرىها بدين موضوع اتفاق دارند كه غير از كلام لفظى معمولى يك نوع كلام ديگر نيز وجود دارد و اين كلام را « كلام نفسى » ناميدهاند و آنگاه در ميان خود اختلاف نمودهاند كه آيا كلام نفسى مدلول و معناى همان « كلام لفظى » است و يا غير آن است و در ميان آن دو كلام ارتباط نيست ؟ طرفداران نظريه دوم مىگويند كه : « كلام لفظى » به « كلام نفسى » دلالت مىكند ولى به گونهء دلالت وضعى كه لفظ بر معنى دلالت دارد ، نمىباشد بلكه دلالت كلام لفظى بر كلام نفسى به مانند دلالت حركات اختيارى ما به علم ، اراده و حيات ماست و اين نوع دلالت را دلالت وضعى كه همان دلالت مستقيم لفظ بر معنى مىباشد ، نمىگويند بلكه دلالت عقلى و قهرى مىنامند . اشاعره كه قرآن را « كلام نفسى » و تكلم را صفت ذاتى خداوند مىدانند ، قهرا به قدم و ازلى بودن آن معتقدند زيرا صفات ذات به مانند خود ذات الهى قديم و ازلى مىباشد . معروف در ميان آنان اين است كه قديمى بودن قرآن تنها به الفاظ و سخنان آن اختصاص دارد ولى فاضل قوشچى به بعضى از آنان نسبت مىدهد كه حتى در جلد و پوشش قرآن نيز عقيده به قدمت دارند . « 1 » غير از اشاعره ، مسلمانان ديگر قرآن را « كلام لفظى » و « تكلم » را « صفت فعلى » مىدانند و بدين جهت به حدوث و غير قديمى بودن آن معتقدند و مىگويند : قرآن كه كلام لفظى خداوند است ، همانطوركه پديدههاى جهان هستى كه كلمات قرآن نيز علايم و نشانههاى او مىباشند ، اين است كه جملهها و بندهاى آن ، آيات ناميده مىشوند . به هر صورت ، بحث و تحقيق در اين مسئله ، چندان فايده و ثمرهء مهمى دربر ندارد زيرا نه از اصول دين محسوب مىشود و نه از فروع دين ، نه از معارف الهى مىباشد و نه از تعاليم مذهبى ولى
--> ( 1 ) شرح تجريد ، مقصد سوم ، ص 354 .